از آنجایی که فرهنگ عامه با آنچه ما در کتاب ها می خوانیم و متفاوت است ٬ برای آشنایی با فرهنگ عامه و اصطلاحات آن ها چند نمونه را که به نظرم جالب هم بود٬ اینجا ن.شته ام. احتمالا در پست های بعدی در پی نوشت برخی از این لغات را می گذرام.
دکمه اخلاص: اولین دکمه از بالا
دختر حاج کمالون: دختر بی استعداد
دخی دولک: دختر
چشم کلاغی: کسی که چشمش انحراف دارد
گدای کتک خور: تلفن عمومی
ساعتش نم داره: وقت شناس نیست
ستون مسجد شاه: قد بلند
سر آب رفتن: ادرار کردن!
سر به خلیفه زدن : توالت رفتن
ماشین دودی: سیگاری
ماشین گوشتی: اتوبوس واحد تهران
مدفوع زنبور: عسل
مهندس پیاز باغ: مهندس کشاورزی
هیتلر دستشویی: آفتابه
منبع: پس کوچه های فرهنگ . از حبیب الله پرچمی

در فرهنگستان لغت خود را کشتیم تا به بچه ها و بزرگ تر ها جدا نویسی برخی از لغات را بیاموزیم.
لغاتی از قبیل: آن ها - کتاب ها - به نام خدا - به دست آوردن و...
ولی این روز ها تمام خیابان ها پر شده از تبلغاتی مثل: آب پرتقالهویج ...یا تبلیغ جدید موبایل نوکیا: نقشه یابرنامه ریز و...
به خاطر فروش بیشتر باید اصول درست نویسی را زیر پا گذاشت؟

رستم: راستی چرا خود را نمی کشم؟ / چرا نگاه سرزنش هزاران را بر خویش می خرم
از همین فردا روز ٬ / کودکان نیزـــ به نفرین ــــ دلیر بر من اند.!
در نگاه تورانی و ایرانی٬ / تا هستم دریغ توست!
پس می مانم تا تو را زنده نگه دارم٬ / به نام خویش !
و گر آفرینم کنند که پسر کشت بر سر ایران چه؟
نفرین بر هر چه آفرین!
{زار} مرا بنده خود کن ایرانشاه
به اندکی نوشدارو که در نهان داری!
سهراب: به من می گویند برو شادمانه بمیر٬ / تو را کم کسی نکشت
به من می گویند برو سربلند باش٬ / که آن که خونت ریخت دشمنت نبود!
به من می گویند کدام تیغ مهربان تر از دشنه پدر؟
آیا بهتر نیست از پیکان پلید نهانی به دست خونخواری؟
... ( قسمت کوتاهی از نمایشنامه سهراب کشی ٬ اثر بهرام بیضائی)







